<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن اختصاصی سریال - ست فیلم - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://tvshowsband.com/forum/</link>
		<description><![CDATA[انجمن اختصاصی سریال - ست فیلم - http://tvshowsband.com/forum]]></description>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 14:03:31 -0400</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[سیاستمدار ترین که بود؟]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=890</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 13:50:54 -0400</pubDate>
			<dc:creator>prince teso</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=890</guid>
			<description><![CDATA[به نظر شما سیاستمدار ترین چه کسی بود؟<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: xx-large;">فقط به یک نفر رای ندید چند نفر رو انتخاب کنید چون تعداد زیاده</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نظر شما سیاستمدار ترین چه کسی بود؟<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: xx-large;">فقط به یک نفر رای ندید چند نفر رو انتخاب کنید چون تعداد زیاده</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کلیپ های سریال ملکه سئون دوک]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=889</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 13:19:55 -0400</pubDate>
			<dc:creator>Mehryar</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=889</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">سلام خدمت دوستان عزیز<br />
<br />
همونطور که از اسم تاپیک معلومه ، قراره که اینجا از سریال <span style="color: #FF0000;">ملکه سئون دوک </span>کلیپ بذاریم .<br />
<br />
بزودی با کلیپ هایی بسیار زیبا از این سریال ...</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">سلام خدمت دوستان عزیز<br />
<br />
همونطور که از اسم تاپیک معلومه ، قراره که اینجا از سریال <span style="color: #FF0000;">ملکه سئون دوک </span>کلیپ بذاریم .<br />
<br />
بزودی با کلیپ هایی بسیار زیبا از این سریال ...</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زیر نویس  سریال کره ای چونو،شکارچیان برده(The Slave Hunters)]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=887</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 20:48:58 -0400</pubDate>
			<dc:creator>mt1374</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=887</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://cphoto.asiae.co.kr/listimglink/6/201001080801492593997A_2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 201001080801492593997A_2.jpg&#93;" /><br />
اسم:شکارچی برده ها,تعقیب بردگان<br />
ژانر:تاریخی<br />
تعداد قسمت:24<br />
شبکه پخش کننده:کابی اس2<br />
سال پخش:2010<br />
بازیگران:<br />
جانگ هیوک در نقش لی ته گیل<br />
اوه جیهو در نقش سونگ ته ها<br />
لی ده هه در نقش اون نیون<br />
خلاصه داستان: شرح داستان مردی ( Lee Dae Gil ) است که خانواده اش هنگامی که Tae Ha , کسی که پس از اینکه به اشتباه به جرمی که مرتکب نشده بود متهم شد برده شد , خانه شان را ویران کرد و گریخت نابود شد.<br />
به همراه تمایلش به انتقام , سالهای سخت و خشنی را در خیابانها می گذراند و نام خود را شکارچی برده می گذارد و وقف تعقیب Tae Ha می کند.<br />
توجه!!!:حقوق مادی و معنوی این سریال متعلق به سایت فری آفلاین و مترجم(dragoman,mehdi) می باشد<br />
در ضمن این سریال بالات رین ریتینگ بیننده رو در کره کسب کرده و همچنان پیشتاز می باشد.<br />
قسمت اول:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1288498426.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1288498426.rar</a><br />
قسمت دوم:<br />
کد:<br />
 <a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1326225789.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1326225789.rar</a><br />
قسمت سوم:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1274928684.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1274928684.rar</a><br />
قسمت چهارم:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1275505905.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1275505905.rar</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://cphoto.asiae.co.kr/listimglink/6/201001080801492593997A_2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 201001080801492593997A_2.jpg]" /><br />
اسم:شکارچی برده ها,تعقیب بردگان<br />
ژانر:تاریخی<br />
تعداد قسمت:24<br />
شبکه پخش کننده:کابی اس2<br />
سال پخش:2010<br />
بازیگران:<br />
جانگ هیوک در نقش لی ته گیل<br />
اوه جیهو در نقش سونگ ته ها<br />
لی ده هه در نقش اون نیون<br />
خلاصه داستان: شرح داستان مردی ( Lee Dae Gil ) است که خانواده اش هنگامی که Tae Ha , کسی که پس از اینکه به اشتباه به جرمی که مرتکب نشده بود متهم شد برده شد , خانه شان را ویران کرد و گریخت نابود شد.<br />
به همراه تمایلش به انتقام , سالهای سخت و خشنی را در خیابانها می گذراند و نام خود را شکارچی برده می گذارد و وقف تعقیب Tae Ha می کند.<br />
توجه!!!:حقوق مادی و معنوی این سریال متعلق به سایت فری آفلاین و مترجم(dragoman,mehdi) می باشد<br />
در ضمن این سریال بالات رین ریتینگ بیننده رو در کره کسب کرده و همچنان پیشتاز می باشد.<br />
قسمت اول:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1288498426.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1288498426.rar</a><br />
قسمت دوم:<br />
کد:<br />
 <a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1326225789.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1326225789.rar</a><br />
قسمت سوم:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1274928684.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1274928684.rar</a><br />
قسمت چهارم:<br />
کد:<br />
<a href="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1275505905.rar" target="_blank">http://www.iranuon.net23.net/uploads/1275505905.rar</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کلیه منظومه ها و اشعار هوشنگ ابتهاج(سایه)]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=886</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:45:45 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=886</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">بیوگرافی محبوبترین شاعرم!<img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="heart" title="heart" />:تازشم رشتی هم هست!</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">هوشنگ ابتهاج</span></span></span><br />
<br />
او در 29 اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. هوشنگ ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. و بعد هم که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد در شعری سرود: "دیریست، گالیا! / هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست. / هرچیز رنگ آتش و خون دارد این زمان. / هنگامه رهایی لبها و دستهاست / عصیان زندگی است." شعر کاروان<br />
<br />
 <br />
<br />
او در آغاز از شاگردان و پیروان نیما بود، اما به راه دیگر رفت و غزل سرود. وی را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می‌‌دانند.<br />
<br />
 <br />
<br />
سایه در سال 1325 مجموعهٔ «نخستین نغمه‌ها» را، كه شامل اشعاری به شیوهٔ كهن است، منتشر كرد. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنكه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای 25 تا 29 شاعر را دربرمی‌گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ كرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا كه می‌توان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار می‌رود.<br />
<br />
 <br />
<br />
سایه در مجموعه‌های بعدی، اشعار عاشقانه را رها كرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ‌گوی این اندیشهٔ تازهٔ اوست كه در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید می‌آورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه‌ای در شعر معاصر گشود.<br />
<br />
 <br />
<br />
غلامحسین یوسفی دربارهٔ شعر سایه می‌گوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای سایه (هوشنگ ابتهاج) در شمار آثار خوب و خواندنی است. مضامین گیرا و دلكش، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش‌تركیب و هماهنگ با غزل، از ویژگیهای شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوهٔ دلپذیر حافظ است.از جمله غزلهای برجستهٔ اوست: دوزخ روح، شبیخون، خونبها، گریهٔ لیلی، چشمی كنار پنجرهٔ انتظار و نقش دیگر.»<br />
<br />
 <br />
<br />
اشعار نو او نیز دارای درون‌مایه‌ای تازه و ابتكاری است؛ و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با این درون‌مایهٔ ابتكاری همگام شده، نتیجهٔ مطلوبی به بار آورده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
وی علاوه بر شاعری موسیقی‌شناسی برجسته در زمینه موسیقی ایرانی است و مدتی مسئول برنامه گل‌ها در رادیوی ایران بود و تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
هم اکنون در آلمان زندگی می‌کند. برخی از معروف‌ترین غزل‌های او با ابیات زیر آغاز شده اند:<br />
<br />
 <br />
<br />
- ای عشق همه بهانه از توست/من خامشم این ترانه از توست<br />
<br />
 <br />
<br />
- مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا/همدم او گشتم و او برد به خورشید مرا<br />
<br />
 <br />
<br />
- در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند/ به دشت پرملال غم پرنده پر نمی‌زند<br />
<br />
 <br />
<br />
- نشود فاش کسی آنچه میان من و توست/ تا اشارات نظر نامه رسان من و توست<br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">بیوگرافی محبوبترین شاعرم!<img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="heart" title="heart" />:تازشم رشتی هم هست!</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">هوشنگ ابتهاج</span></span></span><br />
<br />
او در 29 اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. هوشنگ ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. و بعد هم که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد در شعری سرود: "دیریست، گالیا! / هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست. / هرچیز رنگ آتش و خون دارد این زمان. / هنگامه رهایی لبها و دستهاست / عصیان زندگی است." شعر کاروان<br />
<br />
 <br />
<br />
او در آغاز از شاگردان و پیروان نیما بود، اما به راه دیگر رفت و غزل سرود. وی را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می‌‌دانند.<br />
<br />
 <br />
<br />
سایه در سال 1325 مجموعهٔ «نخستین نغمه‌ها» را، كه شامل اشعاری به شیوهٔ كهن است، منتشر كرد. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنكه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای 25 تا 29 شاعر را دربرمی‌گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ كرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا كه می‌توان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار می‌رود.<br />
<br />
 <br />
<br />
سایه در مجموعه‌های بعدی، اشعار عاشقانه را رها كرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ‌گوی این اندیشهٔ تازهٔ اوست كه در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید می‌آورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه‌ای در شعر معاصر گشود.<br />
<br />
 <br />
<br />
غلامحسین یوسفی دربارهٔ شعر سایه می‌گوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای سایه (هوشنگ ابتهاج) در شمار آثار خوب و خواندنی است. مضامین گیرا و دلكش، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش‌تركیب و هماهنگ با غزل، از ویژگیهای شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوهٔ دلپذیر حافظ است.از جمله غزلهای برجستهٔ اوست: دوزخ روح، شبیخون، خونبها، گریهٔ لیلی، چشمی كنار پنجرهٔ انتظار و نقش دیگر.»<br />
<br />
 <br />
<br />
اشعار نو او نیز دارای درون‌مایه‌ای تازه و ابتكاری است؛ و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با این درون‌مایهٔ ابتكاری همگام شده، نتیجهٔ مطلوبی به بار آورده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
وی علاوه بر شاعری موسیقی‌شناسی برجسته در زمینه موسیقی ایرانی است و مدتی مسئول برنامه گل‌ها در رادیوی ایران بود و تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است.<br />
<br />
 <br />
<br />
هم اکنون در آلمان زندگی می‌کند. برخی از معروف‌ترین غزل‌های او با ابیات زیر آغاز شده اند:<br />
<br />
 <br />
<br />
- ای عشق همه بهانه از توست/من خامشم این ترانه از توست<br />
<br />
 <br />
<br />
- مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا/همدم او گشتم و او برد به خورشید مرا<br />
<br />
 <br />
<br />
- در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند/ به دشت پرملال غم پرنده پر نمی‌زند<br />
<br />
 <br />
<br />
- نشود فاش کسی آنچه میان من و توست/ تا اشارات نظر نامه رسان من و توست<br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کلیه منظومه ها و اشعار فریدون مشیری]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=885</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:37:59 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=885</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4B0082;">زندگی نامه ی فریدون مشیری </span></span></span><br />
<br />
<img src="http://www.photoagency-ir.com/photographers/taamidi/taamidi_1_g.jpg" border="0" alt="[تصویر: taamidi_1_g.jpg&#93;" /><br />
<br />
فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.<br />
<br />
به گفته خودش: ” در سال ۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است.<br />
<br />
مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد .<br />
<br />
مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت .<br />
<br />
فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند.<br />
<br />
مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع كرد. سروده‌هاي نوجواني او تحت تاثير شاهنامه‌خواني‌هاي پدرش شکل گرفته كه از آن جمله، اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست :<br />
چرا كشور ما شده زيردست<br />
چرا رشته ملك از هم گسست<br />
چرا هر كه آيد ز بيگانگان<br />
پي قتل ايران ببندد ميان<br />
چرا جان ايرانيان شد عزيز<br />
چرا بر ندارد كسي تيغ تيز<br />
برانيد دشمن ز ايران زمين<br />
كه دنيا بود حلقه، ايران نگين<br />
چو از خاتمي اين نگين كم شود<br />
همه ديده‌ها پر ز شبنم شود<br />
<br />
انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه مي‌گويد: ” چهارپاره‌هايي بود كه گاهي سه مصرع مساوي با يك قطعه كوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا. آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش كسرايي، اخوان ثالث و محمد زهري بودند كه به همين سبك شعر مي‌گفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته ما بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه كامل داشتيم، يعني آثار سعدي، حافظ، رودكي، فردوسي و ... را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌كرديم و بر آن تكيه مي‌كرديم. “<br />
<br />
مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت. ” علاقه‌ به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است كه هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلكه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و آن گوشه را بسط مي‌داده و بارها شنيده شده كه تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران كاملاً درست و همراه با دقت تخصصي ويژه‌ای همراه بوده است. اين آشنايي از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“<br />
<br />
فريدون مشيری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. </div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4B0082;">زندگی نامه ی فریدون مشیری </span></span></span><br />
<br />
<img src="http://www.photoagency-ir.com/photographers/taamidi/taamidi_1_g.jpg" border="0" alt="[تصویر: taamidi_1_g.jpg]" /><br />
<br />
فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.<br />
<br />
به گفته خودش: ” در سال ۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است.<br />
<br />
مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد .<br />
<br />
مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت .<br />
<br />
فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند.<br />
<br />
مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع كرد. سروده‌هاي نوجواني او تحت تاثير شاهنامه‌خواني‌هاي پدرش شکل گرفته كه از آن جمله، اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست :<br />
چرا كشور ما شده زيردست<br />
چرا رشته ملك از هم گسست<br />
چرا هر كه آيد ز بيگانگان<br />
پي قتل ايران ببندد ميان<br />
چرا جان ايرانيان شد عزيز<br />
چرا بر ندارد كسي تيغ تيز<br />
برانيد دشمن ز ايران زمين<br />
كه دنيا بود حلقه، ايران نگين<br />
چو از خاتمي اين نگين كم شود<br />
همه ديده‌ها پر ز شبنم شود<br />
<br />
انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه مي‌گويد: ” چهارپاره‌هايي بود كه گاهي سه مصرع مساوي با يك قطعه كوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا. آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش كسرايي، اخوان ثالث و محمد زهري بودند كه به همين سبك شعر مي‌گفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته ما بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه كامل داشتيم، يعني آثار سعدي، حافظ، رودكي، فردوسي و ... را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌كرديم و بر آن تكيه مي‌كرديم. “<br />
<br />
مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت. ” علاقه‌ به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است كه هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلكه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و آن گوشه را بسط مي‌داده و بارها شنيده شده كه تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران كاملاً درست و همراه با دقت تخصصي ويژه‌ای همراه بوده است. اين آشنايي از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“<br />
<br />
فريدون مشيری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. </div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زیرنویس فارسی امپراطور آهن]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=882</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 10:17:21 -0400</pubDate>
			<dc:creator>lala2008</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=882</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">سلام به دوستان <br />
<br />
این تاپیک رو زدم تا اگر از دوستان یا مدیران عزیز زیرنویس <span style="color: #006400;">فارسی</span> این سریال رو پیدا کردند یا داشتند برای بقیه دوستان هم قرار بدن <br />
</div>
</span></span><br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">زیرنویس فارسی قسمت های 1 الی 18</div> </span></span></span><br />
<br />
<div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>http://rapidshare.com/files/361100747/Chun_Chu_Ep_1_to_6_Farsi.rar<br />
http://rapidshare.com/files/361100749/Chun_Chu_Ep_13_to_18_Farsi.rar<br />
http://rapidshare.com/files/361100748/Chun_Chu_Ep_7_to_12_Farsi.rar</code></div></div>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">سلام به دوستان <br />
<br />
این تاپیک رو زدم تا اگر از دوستان یا مدیران عزیز زیرنویس <span style="color: #006400;">فارسی</span> این سریال رو پیدا کردند یا داشتند برای بقیه دوستان هم قرار بدن <br />
</div>
</span></span><br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">زیرنویس فارسی قسمت های 1 الی 18</div> </span></span></span><br />
<br />
<div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>http://rapidshare.com/files/361100747/Chun_Chu_Ep_1_to_6_Farsi.rar<br />
http://rapidshare.com/files/361100749/Chun_Chu_Ep_13_to_18_Farsi.rar<br />
http://rapidshare.com/files/361100748/Chun_Chu_Ep_7_to_12_Farsi.rar</code></div></div>
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قوی ترین هوارانگ چه کسی بود؟]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=881</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 08:56:09 -0400</pubDate>
			<dc:creator>prince teso</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=881</guid>
			<description><![CDATA[شما از بین 10 تا هوارانگ اصلی پایتخت سرابئول کدوم هوارانگ رو برترین هوارانگ میدونید.<br />
<br />
لطفا چند گزینه ای رای بدید فقط به یک نفر رای ندید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شما از بین 10 تا هوارانگ اصلی پایتخت سرابئول کدوم هوارانگ رو برترین هوارانگ میدونید.<br />
<br />
لطفا چند گزینه ای رای بدید فقط به یک نفر رای ندید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داستان های جالبی از بهلول]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=879</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 06:21:44 -0400</pubDate>
			<dc:creator>arab2195</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=879</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: xx-large;">سلام در این تاپیک<br />
داستان های جالبی از بهلول<br />
را براتون می گذارم<br />
چون هم آموزنده است و هم  مفید<br />
لطفا بخوانید<br />
ممنون</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: xx-large;">سلام در این تاپیک<br />
داستان های جالبی از بهلول<br />
را براتون می گذارم<br />
چون هم آموزنده است و هم  مفید<br />
لطفا بخوانید<br />
ممنون</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگي تو ايران يا کره جنوبي]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=878</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 02:33:52 -0400</pubDate>
			<dc:creator>razi</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=878</guid>
			<description><![CDATA[ايران<br />
يا<br />
کره جنوبي]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ايران<br />
يا<br />
کره جنوبي]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[google]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=877</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 17:31:54 -0400</pubDate>
			<dc:creator>mohammad</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=877</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.tehranpic.net/" target="_blank"><img src="http://www.tehranpic.net/images/l117wba1qd1zh8fz69cc.jpg" border="0" alt="[تصویر: l117wba1qd1zh8fz69cc.jpg&#93;" /></a><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">همه چیز</span> .. <span style="color: #FF0000;">همه جا</span> .. <span style="color: #FFA500;">همه روز</span> .. <span style="color: #32CD32;">زندگی</span> <span style="color: #FF0000;">گوگلی</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.tehranpic.net/" target="_blank"><img src="http://www.tehranpic.net/images/l117wba1qd1zh8fz69cc.jpg" border="0" alt="[تصویر: l117wba1qd1zh8fz69cc.jpg]" /></a><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">همه چیز</span> .. <span style="color: #FF0000;">همه جا</span> .. <span style="color: #FFA500;">همه روز</span> .. <span style="color: #32CD32;">زندگی</span> <span style="color: #FF0000;">گوگلی</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Han Hyo Joo]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=876</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 13:30:55 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ME-MA</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=876</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">Profile<br />
<br />
Name: 한효주 / Han Hyo Joo (Han Hyo Ju)<br />
Profession: Actress and model<br />
Birthdate: 1987-Feb-22<br />
Birthplace: Cheongju, South Korea<br />
Height: 172cm<br />
Weight: 48kg<br />
Star sign: Pisces<br />
Blood type: A<br />
Talent agency: BH Entertainment<br />
Family: Younger brother<br />
<br />
TV Shows<br />
<br />
Dong Yi (MBC, 2010)<br />
Soul Special (KBSN, 2009)<br />
Telecinema Heaven's Postman (SBS, 2009)<br />
Shining Inheritance (SBS, 2009)<br />
Iljimae (SBS, 2008)<br />
By Land and Sky (KBS1, 2007)<br />
Spring Waltz (KBS2, 2006)<br />
Nonstop 5 (MBC, 2005)<br />
<br />
Movies<br />
<br />
Ride Away (2008)<br />
Ad-Lib Night (2006)<br />
My Boss, My Teacher (2005)<br />
<br />
Recognitions<br />
<br />
2009 SBS Drama Awards: Top Ten Star Award<br />
2009 SBS Drama Awards: Best Actress (Special Planning), (Shining Inheritance)<br />
2009 SBS Drama Awards: Best Couple with Lee Seung Ki (Shining Inheritance)<br />
2009 MNET 20's Choice Awards: Hot Female Drama Star (Shining Inheritance)<br />
2008 SBS Drama Awards: New Star Award<br />
2007 KBS Drama Awards: Popularity Award (Female)<br />
2007 KBS Drama Awards: Best Couple with Park Hae Jin (By Land and Sky)<br />
2007 Korea's Best Dressed Award<br />
2007 20th Singapore International Film Festival: Best Actress Award<br />
2006 26th Korean Screen Critics Award: Best Female Newcomer Award<br />
2003 Binggrae Smile Awards: First Prize<br />
<br />
Trivia<br />
<br />
Education: Dong Gook University (Dramatics and Films department)<br />
Hobbies: Singing and writing<br />
Talents: Piano, telling fairy tales, writing, running, fencing<br />
Religion: Christian<br />
Discovered at a teenage beauty pageant in 2003</span><br />
<br />
<img src="http://up.iranblog.ir/6/1268003904.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268003904.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">Profile<br />
<br />
Name: 한효주 / Han Hyo Joo (Han Hyo Ju)<br />
Profession: Actress and model<br />
Birthdate: 1987-Feb-22<br />
Birthplace: Cheongju, South Korea<br />
Height: 172cm<br />
Weight: 48kg<br />
Star sign: Pisces<br />
Blood type: A<br />
Talent agency: BH Entertainment<br />
Family: Younger brother<br />
<br />
TV Shows<br />
<br />
Dong Yi (MBC, 2010)<br />
Soul Special (KBSN, 2009)<br />
Telecinema Heaven's Postman (SBS, 2009)<br />
Shining Inheritance (SBS, 2009)<br />
Iljimae (SBS, 2008)<br />
By Land and Sky (KBS1, 2007)<br />
Spring Waltz (KBS2, 2006)<br />
Nonstop 5 (MBC, 2005)<br />
<br />
Movies<br />
<br />
Ride Away (2008)<br />
Ad-Lib Night (2006)<br />
My Boss, My Teacher (2005)<br />
<br />
Recognitions<br />
<br />
2009 SBS Drama Awards: Top Ten Star Award<br />
2009 SBS Drama Awards: Best Actress (Special Planning), (Shining Inheritance)<br />
2009 SBS Drama Awards: Best Couple with Lee Seung Ki (Shining Inheritance)<br />
2009 MNET 20's Choice Awards: Hot Female Drama Star (Shining Inheritance)<br />
2008 SBS Drama Awards: New Star Award<br />
2007 KBS Drama Awards: Popularity Award (Female)<br />
2007 KBS Drama Awards: Best Couple with Park Hae Jin (By Land and Sky)<br />
2007 Korea's Best Dressed Award<br />
2007 20th Singapore International Film Festival: Best Actress Award<br />
2006 26th Korean Screen Critics Award: Best Female Newcomer Award<br />
2003 Binggrae Smile Awards: First Prize<br />
<br />
Trivia<br />
<br />
Education: Dong Gook University (Dramatics and Films department)<br />
Hobbies: Singing and writing<br />
Talents: Piano, telling fairy tales, writing, running, fencing<br />
Religion: Christian<br />
Discovered at a teenage beauty pageant in 2003</span><br />
<br />
<img src="http://up.iranblog.ir/6/1268003904.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1268003904.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دانستنی های پزشکی]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=875</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 10:26:59 -0400</pubDate>
			<dc:creator>payam</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=875</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #6B8E23;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: xx-large;"><div style="text-align: center;">دانستنی های پزشکی</div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #6B8E23;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: xx-large;"><div style="text-align: center;">دانستنی های پزشکی</div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال های تاریخی کره ای]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=873</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 06:24:30 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ehsan33</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=873</guid>
			<description><![CDATA[در این تایپیک به معرفی تمام سریال های تاریخی کشور کره می پردازیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این تایپیک به معرفی تمام سریال های تاریخی کشور کره می پردازیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چطور شد که تو انجمن ست فیلم عضو شدی؟؟؟]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=870</link>
			<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 14:46:20 -0400</pubDate>
			<dc:creator>arab2195</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=870</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: xx-large;">سلام دوستان عزیز تو این تاپیک هر کاربری که وارد میشه تعریف می کنه که انجمن ست فیلم رو چه طوری پیدا کرد (اینترنت-دوستان-فیلم های زیرنویس شده و...)  وچه چیزی  با عث شد انجمن که خواست تو انجمن عضو بشه<br />
ممنون</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: xx-large;">سلام دوستان عزیز تو این تاپیک هر کاربری که وارد میشه تعریف می کنه که انجمن ست فیلم رو چه طوری پیدا کرد (اینترنت-دوستان-فیلم های زیرنویس شده و...)  وچه چیزی  با عث شد انجمن که خواست تو انجمن عضو بشه<br />
ممنون</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شل سیلور استاین]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=868</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 13:14:11 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=868</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">زندگی نامه</div></span></span><br />
شل سیلوراستاین در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.<br />
<br />
نام کامل او «شلدن آلن سیلوراستاین» (Sheldon Allan Silverstein) بود.<br />
<br />
او در سال 1950 در ارتش آمریکا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاشی کارتونی را برای برخی مجلات آغاز کرد.<br />
<br />
سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار- نقاشی و نوشتن- تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:<br />
<br />
"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.<br />
<br />
در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."<br />
<br />
معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.<br />
<br />
آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.<br />
<br />
اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.marshal-modern.ir/MarshalPictureArchive/Images/2008-5-15/175e2754-68f5-4848-9394-b7c047b52902.jpg" border="0" alt="[تصویر: 175e2754-68f5-4848-9394-b7c047b52902.jpg&#93;" /></div>
<br />
<br />
فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود.<br />
<br />
سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.<br />
<br />
خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".<br />
<br />
بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.<br />
<br />
اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".<br />
<br />
وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشند» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.<br />
<br />
هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست. گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.<br />
<br />
اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.<br />
<br />
ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.<br />
<br />
البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.<br />
<br />
سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.<br />
<br />
روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.<br />
<br />
سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم...."]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">زندگی نامه</div></span></span><br />
شل سیلوراستاین در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.<br />
<br />
نام کامل او «شلدن آلن سیلوراستاین» (Sheldon Allan Silverstein) بود.<br />
<br />
او در سال 1950 در ارتش آمریکا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاشی کارتونی را برای برخی مجلات آغاز کرد.<br />
<br />
سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار- نقاشی و نوشتن- تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:<br />
<br />
"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.<br />
<br />
در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."<br />
<br />
معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.<br />
<br />
آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.<br />
<br />
اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.marshal-modern.ir/MarshalPictureArchive/Images/2008-5-15/175e2754-68f5-4848-9394-b7c047b52902.jpg" border="0" alt="[تصویر: 175e2754-68f5-4848-9394-b7c047b52902.jpg]" /></div>
<br />
<br />
فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود.<br />
<br />
سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.<br />
<br />
خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".<br />
<br />
بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.<br />
<br />
اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".<br />
<br />
وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشند» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.<br />
<br />
هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست. گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.<br />
<br />
اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.<br />
<br />
ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.<br />
<br />
البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.<br />
<br />
سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.<br />
<br />
روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.<br />
<br />
سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم...."]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[1 خودکار و 1 کلمه]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=867</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 12:26:50 -0400</pubDate>
			<dc:creator>BO JONG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=867</guid>
			<description><![CDATA[اگه يه خودكار بهت بدن كه فقط به اندازه ي يك كلمه جوهر داشته باشه چي مي نويسي؟<br />
<br />
بچه ها فقط یک کلمه خواهشانیاید یه جمله ننویسید<br />
ممنون از همتون]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اگه يه خودكار بهت بدن كه فقط به اندازه ي يك كلمه جوهر داشته باشه چي مي نويسي؟<br />
<br />
بچه ها فقط یک کلمه خواهشانیاید یه جمله ننویسید<br />
ممنون از همتون]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازي با كلمات]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=866</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 11:23:41 -0400</pubDate>
			<dc:creator>BO JONG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=866</guid>
			<description><![CDATA[سلام بچه ها . اينم يكه بازي ديگه است .<br />
مثلا يكي مي گه گل نفر بعدي بايد با آخرين حرف كلمه نفر قبلي كلمه جديد بسازه مثلا : لاله<br />
==================<br />
الان من شروع مي كنم !<br />
امید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام بچه ها . اينم يكه بازي ديگه است .<br />
مثلا يكي مي گه گل نفر بعدي بايد با آخرين حرف كلمه نفر قبلي كلمه جديد بسازه مثلا : لاله<br />
==================<br />
الان من شروع مي كنم !<br />
امید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال های کره ای 2010]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=865</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 08:06:07 -0400</pubDate>
			<dc:creator>ehsan33</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=865</guid>
			<description><![CDATA[در این تایپیک به معرفی سریال های کره ای 2010 که در حال پخش در کره است می پردازیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این تایپیک به معرفی سریال های کره ای 2010 که در حال پخش در کره است می پردازیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محسن نامجو]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=864</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 07:52:51 -0400</pubDate>
			<dc:creator>payam</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=864</guid>
			<description><![CDATA[تو این تاپیک درباره موسیقی محسن نامجو صحبت میکنیم.<br />
لینک دانلود آهنگاش هم گذاشته میشه <img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/Great.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Great" title="Great" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تو این تاپیک درباره موسیقی محسن نامجو صحبت میکنیم.<br />
لینک دانلود آهنگاش هم گذاشته میشه <img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/Great.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Great" title="Great" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهترین دوست]]></title>
			<link>http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=863</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 07:02:24 -0400</pubDate>
			<dc:creator>payam</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://tvshowsband.com/forum/showthread.php?tid=863</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
تو این تاپیک بیاین یه لیست از بهترین دوستاتون تو انجمنو بگین. <img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/merci.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Merci" title="Merci" /><br />
<br />
بعد چند هفته هم یه آمار میگیریم ببینیم که بیشتر از همه دوست داره<img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/177.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="177" title="177" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
تو این تاپیک بیاین یه لیست از بهترین دوستاتون تو انجمنو بگین. <img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/merci.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Merci" title="Merci" /><br />
<br />
بعد چند هفته هم یه آمار میگیریم ببینیم که بیشتر از همه دوست داره<img src="http://tvshowsband.com/forum/images/smilies/177.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="177" title="177" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>